غزل-روز 

خانه
آرشيو

پست الكترونيك


مهدي خطيری


نویسندگان
مهدي خطيری
 

آرشیو من
اردیبهشت ۸٩
آذر ۸۸
خرداد ۸٧
آذر ۸٦
شهریور ۸٦
خرداد ۸٦
اسفند ۸٥
دی ۸٥
فروردین ۸٥
آذر ۸٤
مهر ۸٤
امرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
بهمن ۸۳
آذر ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
 

لینک دوستان
سيد مهدی موسوی
احسان مهديان
هارون راعون
بهرام کمالی
علیرضا قزوه
قاسم شیری
هشتمین زنده بگور
علیرضا بدیع
اسماعيل قنواتی
سحوری
عليرضا آبروشن
مونا زنده دل
سعيد پويال
تازه های ادبی
حسين ديلم کتولی
مريم حقيقت
مختار رنجيده
امير اکبرزاده
ابراهيم قبله آرباطان
حميد عرب عامری
رضا قنبری
محسن حيدريان فر
مهدی مزارعی
فرشيد جوانبخش
سيد محمد علوی راد
فريده دهداران
انجمن مجازی
هورتاش یوتاپ
شبنمکده
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها
قالب وبلاگ
دوست یابی


آمار وبلاگ :

  RSS 2.0  

temp-designer

 

 

چهارشنبه ۱٦ خرداد ،۱۳۸٦

غزل سوگواره ی من

 

نگاه خسته ی شهرم که با من آفتابی نيست

 

برای پلک های بسته ام افسون خوابی نيست


تلنگر خورده ی انگشت نازای بهارانم


که ديگر در سرم اميد بزم بی نقابی نيست


به هر سو می دوانم سر به اميد نگاه او


چه اميد تباهی چشم ها را هم جوابی نيست


ميان کوچه ها گم می شوم دنبال چشمانش


پناهی تا بجويم در کنارش گرچه تابی نيست

 

به هر سو می روم افتان و خيزان در به در در شهر

 

اگرچه مصلحت اين نيست کار ناصوابی نيست


غريبی خسته تیپا خورده مفلوک و گرفتارم


که ديگر در سرم اميد بزم بی نقابی نيست


رفيقان دشمنان جانی ام گشتند و خونم را


رفاقت ها برايم جز کويری يا سرابی نيست


خيال کوچه باغ کودکی در خاطرم آويخت


و اين سودای خامم را بنايی جز خرلبی نيست


اسير دست تقديری مه آلودست دستانم


من آن کوه عزادارم که بر بامم عقابی نيست

 


يا علی

مهدي خطيری

پيام هاي ديگران ()




 

 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]