غزل-روز 

خانه
آرشيو

پست الكترونيك


مهدي خطيری


نویسندگان
مهدي خطيری
 

آرشیو من
اردیبهشت ۸٩
آذر ۸۸
خرداد ۸٧
آذر ۸٦
شهریور ۸٦
خرداد ۸٦
اسفند ۸٥
دی ۸٥
فروردین ۸٥
آذر ۸٤
مهر ۸٤
امرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
بهمن ۸۳
آذر ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
 

لینک دوستان
سيد مهدی موسوی
احسان مهديان
هارون راعون
بهرام کمالی
علیرضا قزوه
قاسم شیری
هشتمین زنده بگور
علیرضا بدیع
اسماعيل قنواتی
سحوری
عليرضا آبروشن
مونا زنده دل
سعيد پويال
تازه های ادبی
حسين ديلم کتولی
مريم حقيقت
مختار رنجيده
امير اکبرزاده
ابراهيم قبله آرباطان
حميد عرب عامری
رضا قنبری
محسن حيدريان فر
مهدی مزارعی
فرشيد جوانبخش
سيد محمد علوی راد
فريده دهداران
انجمن مجازی
هورتاش یوتاپ
شبنمکده
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها
قالب وبلاگ
دوست یابی


آمار وبلاگ :

  RSS 2.0  

temp-designer

 

 

دوشنبه ٢ آذر ،۱۳۸۳

 

 

 

بسم الله النور

 

كلمه الله هي العليا

 

به جاي مقدمه : چندي پيش مطلع گشتم كه دوست عزيز شاعرم آقاي سيد حميد

 

شريفي نيا در وبلاگ پيوند {boozy.persianblog.ir} نقدي بر غزل متفاوت

 

نگاشته اند ، برايم جالب بود كه يك شاعر سپيد سرا به نقد غزل نشسته اما پس از

 

مطالعه مطلب ايشان واقعا متعجب گشتم و متن زير را كه نقدي است بر آن نوشته

 

آماده نمودم تا به اطلاع ايشان برسانم- با تمام ارادت و احترامي كه نسبت به

 

دوست عزيزم آقاي محمد رضا شالبافان دارم - ( زيرا نه تنها با نقد غزل متفاوت

 

مواجه نگشتم بلكه با متني برخورد كردم كه تمام سعي اش بر اين بود كه اثبات

 

نمايد غزل امروز ايران يعني "محمد رضا شالبافان " و " سيد مهدي موسوي ")

 

اما از بد روزگار و سرعت پائين اينترنت در شهرستانها موفق به گشودن صفحه

 

ي پيامهاي ايشان نگشتم و اين مطلب را براي ايشان بصورت ايميل فرستادم حالا

 

هم منتظر نظر شما عزيزان هستم :

 

همواره انديشيدن به آنچه دور از دسترس است و يا بيش از حد در دسترس، لذاتي

 

را به انسان ارزاني مي دارد كه ممكن است سالها پايدار و لا يتغير باقي بماند و

 

بسياري از اتفاقات تلخ و شيرين ديگر را تحت الشعاع قرار دهد  اما وقتي به حوزه

 

گسترشي انديشه و اعلام آن وارد مي شويم دايره ي بسيار وسيع ابتدائي به شدت

 

تنگ مي شود چه آنكه بايد در اين ديالوگ تمام ظرفيتها ي آن حوزه ديالكتيكي را

 

در نظر آورد و مناسبترين شيوه را براي سخن- راني انتخاب نمود .

 

آقاي سيد حميد شريفي نيا با توجه به سلايقي كه از او سراغ دارم به سراغ غزلهاي

 

دو شاعر ديگر  نشسته و نظرات خويش را همراه با چند نام كه مدتهاست در

 

فضاي ادبيات ايران لقلقه زبانها شده اند آراسته اما آنچه در اين مجال از جانب بنده

 

قابل ارائه است اين است كه در مكتوب آقاي شريفي نيا با نقدي اصولي و مدون

 

روبرو نگشتم كه در آن حداقل به گوشه اي از كيفيت كار دو شاعر فوق پرداخته

 

باشد، و بيشتر معرفي گونه ايست از كار اين دو نفر بدون كوچكترين اشاره اي به

 

وجوه تمايز و تقابل و اشتراكات غزلهاي آن دو دوست .

 

 ايشان در اين نوشتار با نفي بسياري از حركات درخشان غزل كه در گوشه و

 

 كنا راين سرزمين  در حال تنفس است طوري وانمود ميكنند كه گوئي غزل امروز

 

ايران در زير  سيطره آن دو عزيز تنفس مي كند و اين از كسي كه مدتهاي مديدي

 

در اكسيژن ادبي  گرگان تنفس نموده  عجيب و دور از انتظار است .

 

با توجه به اين نوشته بر خود واجب ميبينم كه بزودي مختصات كاملي از شعر

 

امروز- خصوصا غزل -   را  عرضه نمايم .

 

 در پايان به بيتي از حضرت لسان الغيب اكتفا ميكنم :

 

نه هر كو نقش نظمي زد كلامش دلپذير افتد –

 

 تذرو طرفه من گيرم كه چالاك است شاهينم

 

 ( يا علي )

 

(1)          – البته چندي پيش به خواهش دوستان مطلب مختصري را در اين باره تهيه نمودم كه دوستان ميتوانند آنرا در وبلاگ ادبيات گرگان بهآدرس:

        {hircan.persianblog.ir } مشاهده نمايند

 

مهدي خطيری

پيام هاي ديگران ()




 

 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]