بنام خدا <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

اول سلام و بعد پوزش بخاطر اين همه تاخير – بي هيچ توضيحي

جز يك سكته ي قلبي ناقص –

 

با يك غزل نه چندان جديد آمده ام به اميد آنكه مقبول افتد ....

 

ساكن كوچه هاي دلتنگم ، در بهاري شبيه رستاخيز

مي دوم هر طرف به دنبال ِ روزگاري شبيه رستاخيز

 

سالها پيش از اين به يادم هست – كودكي بودم و در آغوشم

مي كشيدم غروب را هر روز ، بر غباري شبيه رستاخيز

 

صبحها با طلوع ولگردي ، عصرها در كرانه ي لبخند

مثل پكهاي گيج و مبهوتم ، در قماري شبيه رستاخيز

 

باختم هرچه زندگي آورد ، از غروب صميمي انسان

پنجه زد ناگهان تمامم را ، خواب تاري شبيه رستاخيز

 

بر سه گاهي كه نينوا مي گشت ، دستگاهي ملول از مضراب

مي شدم تا طلوع خاكستر ، با تباري شبيه رستاخيز

 

حول رفتن عجيب حالم را ، مي گرفت و دوباره مي آورد

در هواي نسيم شاليزار ، انتظاري شبيه رستاخيز

 

در غرور گذشته ام پيچيد ، مثل افتادن بهار از برگ

آبشاري نگاه را دزديد، چشم زاري شبيه رستاخيز

 

سبز شد از تلاطم شعرم ، سرختر شد حضور مصلوبم

در پس كوچه هاي – بي ترديد – در بهاري شبيه رستاخيز

 

                                                          مهدي خطيري 12/1/84

 

/ 37 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
somaye

سلام همشهری...ممنون از پيامتون و همينطور دعوت نامه.....راستی چرا چهارشنبه صحبت نکردين......در مورد شعر هم.....اخه اونروز حسش نبود....در ضمن من شعر زياد ندارم.....فعلا.......موفق باشی تا هميشه

مريم

زيبا بود...شاعر بمانيد با قلبی سالم

كاكايي

سلام دوست شاعرم ببخش اگه از كوره در رفتم بار ا وله كه دري وري مي شنوم غزلت رو خوندم خيلي خوب بود اميدوارم بلا دور باشه سالم باشي و سرزنده

reza

سلام .غزل خوب وذلنشينی بود .منيدانم آنقدر وقت داريد که به منهم يربزنيد يا نه؟

سید مهدی موسوی

سلام دوست عزیز! با مطلبی تحت عنوان «غزل پست مدرن، ایسنا و مصاحبه های جنجالی» به روزم!! منتظرم...

بهرام کمالی

وقتی می رود همه ی ذهنهای دور و برمان می روند و ما به خاطرات دل می دهيم و عجب فاجعه ای...با يه کار سپيد بروزم و منتظر حضور و نظرتون...برقرار باشيد.

مریم حقیقت

سلام لطفاآرين شعر را ببينيد ونظر بدهيد متشکرم يا علی

قاسم شيری

سلام... دير به دير به روز می کنی... طوطی طبعت را چه پیش آمده؟؟.... افسانه دارآباد همچنان ادامه دارد